میخوام برگردم عقب

اونی که تا دیروز براش مثل یه بت بودی

امروز توی چشمات نگاه میکنه و ازت رد میشه

اون غریبه ای که هر روز صبح توی چشماش زل میزدی و یه لبخند خشک و خالی تحویل میگرفتی میاد توی زندگیت

اونی که یه روزی آرزوت بود الان خیلی دست یافتنی تر از یه آرزو شده

زیاد می بینیش

آره زیاد میبینیش و زل میزنی توی چشماش و میخندی
اونم میخنده ولی رنگ خنده هاش عوض شده

دیگه مثل اون روزای زمستون سرد نیست

مثل وقتی که دستای یخ زدتو میکردی توی جیبت و زل میزدی توی چشماش

آره میخنده

میخنده ولی غمو پشت مردمک چشماش میبینم

دلم برای اون روزای سرد تنگ شده

میخوام کوله پشتیمو بندازم رو دوشم و دوباره از جلوش رد شم

میخوام دوباره نگاه کنم توی چشماش و یه لبخند سرد تحویل بگیرم

آره میخوام برگردم عقب………

تا کنون 3 نظر داده شده »

  شهرام wrote @

منم مخوام برگردم ، ولی نه به روزای سرد ! به روزهای گرم !!!
ولی نمیشه ،
بیخیال !
حداقل حال رو فدای فرضیه سفر به گذشته نکنیم ..

فعلا

  aysan wrote @

منم همیشه ارزوم همین بوده اما چه می شه کرد…..؟

  perullz wrote @

گذشت و فکر کرد و لبخند زد .


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>