دیالوگ 3 / جمعه

ببینم پسر امروز چند شنبه است ؟

-جمعه..چطور؟

خودمون کم تعطیلیم ،هی ام به پستمون تعطیلی میخوره!

-تو که جمعه ها رو دوست داشتی ، چی شده غر میزنی؟

غم ام از این نیست

- …

هر وقت حساب روز ها از دستت در رفت یا خیلی پیری یا زیادی الاف

-حالا مال تو کدومشه؟

هیچکدوم مال ما از بدبختیه

۱ دیدگاه »

  SASAN wrote @

در من دیگر تکرا نمی شود
تکرار خاطرها
بودن ها ، ماندن ها .
در من دیگر تکرار نمی شود ،
با تو از عشق گفتن ها
در من دیگر تکرار نمی شود
درک باورها
سرد و خاموشم
دیگر در من تکرار نمی شود
روزهای رفته و تکراری .
در من دیگر تکرار نمی شود
باور با تو بودن ها … !!!


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>