خاطرات روان

خاطرات رژه میروند ، درست در مقابل چشمانم و نمیدانم که با کدام آرایش ،اینگونه خود را تحمیل میکننند.

بگذار بیایند و خود را بنمایانند ، باکی نیست

من با غباری از بی تفاوتی احاطه شده ام .

 

 

1 دیدگاه برای “خاطرات روان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s