نیمه شب نوشت های یک دیوانه!
n0bodY fr0m NeVer laNd!آرشیو برای دلتنگی ها
خانه ی سبز


یه خونه هرجایی میتونه باشه. میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه. میتونه تو یه کوچه قدیمی که زیر یه بازارچست باشه. میتونه بزرگ، یا میتونه کوچیک باشه. میتونه برای هر کس مفهومی داشته باشه، یا هر رنگی داشته باشه. میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه. میتونه به رنگ قرمز یا به رنگ… ولی بنظر من، یعنی بهتر بگم ما معتقیدم خونه هر چی که باشه باید سبز باشه. بله سبز و همیشه سبز.
دوره
هر چیزی یه دوره ای داره….
سعی کن نهایت استفاده رو از اون دوره بکنی چون مطمئننا دیگه هیچوقت بر نخواهی گشت به اون شرایط….
یادت باشه دوره ی هر چیزی بالاخره یه روز تموم میشه تو باید بذاریش کنار….
اگه اینکارو نکنی عواقبش آزارت میده…
همیشه اینو یادت باشه….
میخوام برگردم عقب

اونی که تا دیروز براش مثل یه بت بودی
امروز توی چشمات نگاه میکنه و ازت رد میشه
اون غریبه ای که هر روز صبح توی چشماش زل میزدی و یه لبخند خشک و خالی تحویل میگرفتی میاد توی زندگیت
اونی که یه روزی آرزوت بود الان خیلی دست یافتنی تر از یه آرزو شده
زیاد می بینیش
آره زیاد میبینیش و زل میزنی توی چشماش و میخندی
اونم میخنده ولی رنگ خنده هاش عوض شده
دیگه مثل اون روزای زمستون سرد نیست
مثل وقتی که دستای یخ زدتو میکردی توی جیبت و زل میزدی توی چشماش
آره میخنده
میخنده ولی غمو پشت مردمک چشماش میبینم
دلم برای اون روزای سرد تنگ شده
میخوام کوله پشتیمو بندازم رو دوشم و دوباره از جلوش رد شم
میخوام دوباره نگاه کنم توی چشماش و یه لبخند سرد تحویل بگیرم
آره میخوام برگردم عقب………
حس جدید
امروز یک حس جدید رو تجربه کردم…..
عجیب و جالب…….
مسیر همون مسیر همیشگی بود و همه چی همون شکلی که قبلا دیده بودم ولی فرقش با دفعات قبل این بود که ایندفعه ساعت 5 صبح جمعه بود……
تنها چیزی که میتونستی بشنوی صدای خش خش برگ ها زیر پات بود که سکوت رو میشکست…….
یکی از چیزایی که میتونست این سکوتو به بهترین نحو ممکن بشکنه موزیک بود……..
هدفون رو از کوله پشتیم در آوردم و گذاشتم توی گوشم…….
fly in to the night
Inside of you
Tears of pure frustration
Cascading down your heart
What could fill your restless soul
You may never know
You may never know
تجربه ی قشنگی بود همراه با یه حس خوب و جالب………
وقتی خاطره به برندگی خنجر است!
Memories, sharp as daggers
Pierce into the flesh of today
Suicide of love took away all that matters
And buried the remains in an unmarked grave in your heart
With the venomous kiss you gave me
I’m killing loneliness (Killing loneliness)
With the warmth of your arms you saved me,
Oh, I’m killing loneliness with you
I’m killing loneliness that turned my heart into a tomb
I’m killing loneliness
چند وقته دوباره بد جوری رفتم تو نخش…….HIM رو میگم! 
مثل قبلنا………..
خاطرات به برندگی خنجرند……. 
