آرشیو برای نیمه روز نوشت!

میخوام برگردم عقب

اونی که تا دیروز براش مثل یه بت بودی

امروز توی چشمات نگاه میکنه و ازت رد میشه

اون غریبه ای که هر روز صبح توی چشماش زل میزدی و یه لبخند خشک و خالی تحویل میگرفتی میاد توی زندگیت

اونی که یه روزی آرزوت بود الان خیلی دست یافتنی تر از یه آرزو شده

زیاد می بینیش

آره زیاد میبینیش و زل میزنی توی چشماش و میخندی
اونم میخنده ولی رنگ خنده هاش عوض شده

دیگه مثل اون روزای زمستون سرد نیست

مثل وقتی که دستای یخ زدتو میکردی توی جیبت و زل میزدی توی چشماش

آره میخنده

میخنده ولی غمو پشت مردمک چشماش میبینم

دلم برای اون روزای سرد تنگ شده

میخوام کوله پشتیمو بندازم رو دوشم و دوباره از جلوش رد شم

میخوام دوباره نگاه کنم توی چشماش و یه لبخند سرد تحویل بگیرم

آره میخوام برگردم عقب………

بابک بیات!

امروز آهنگ یک نفر یروز میاد رو براتون میذارم از زنده یاد بابک بیات!

این آهنگ سال 1355 ساخته شده و شدیدا آهنگ تاثیر گذاریه!

بابک بیات
صفحه ی معرفی بابک بیات در ویکی پدیا

لینک دانلود

harry potter+ZzZZzZ

دیشب بد جوری حوصله ام سر رفته بود کسی ام خونه نبود!

همین طوری که به حالت کف کرده زل زده بودم به تلویزیون و داشتم این چهارخونه ی چرتو نگاه میکردم یادم افتاد که دیروز جلد 1 هری پاتر و یادگاران مرگ (؟! :دی ) ترجمه ی ویدا اسلامیه رو خریدم ، با اینکه همه میگن تو الان از وقت هری پاتر خوندنت گذشته ولی نوستالژیش ولم نمیکنه!

خلاصه tv رو خاموش کردم و کتابو زدم زیر بغلم و رفتم رو تختم که بخونمش!

تقریبا بعد از اینکه 30 صفحه اش رو خوندم دیگه خوابم گرفت و بی خیالش شدم و گرفتم خوابیدم !

اولین بار بود تو این تابستون که زودتر از 2 میخوابیدم! ، صبح که بیدار شدم (ساعت 9) احساس کردم نسبت به روزای قبل خیلی سر حال ترم!

حالا از خواب و اینا که بگذریم به نظرم هری پاتر مثل همیشه جذاب نبود!…..نمیدونم شاید من سنم رفته بالاترو دیگه باهاش حال نمیکنم،شایدم تازه اولاشه! نمیدونم!

فیلم هاشم که هیچ وقت کامل ندیدم و دوست ندارمم ببینم چون به نظرم اصلا به خوبیه کتاباش نیست!

حالا اگه کسی این کتاب آخری رو خونده بیاد کامنت بزاره ببینم مشکل از منه یا کتاب

ادیت : وسط های کتابم الان ، نظرم داره عوض میشه!

فقط نمیدونم این خانوم اسلامیه چه اصراری داره ضرب المثل های ما رو با اصطلاحات کتاب میکس کنه!

راستی……هدویگ!!!!!!!!!!!