<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای نیمه شب نوشت های یک دیوانه!</title>
	<atom:link href="http://perullz.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://perullz.wordpress.com</link>
	<description>n0bodY fr0m NeVer laNd!</description>
	<lastBuildDate>Sat, 14 Nov 2009 14:03:27 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای غریبه ی عاشق با SASAN</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2009/09/13/%d8%ba%d8%b1%db%8c%d8%a8%d9%87-%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82/#comment-85</link>
		<dc:creator>SASAN</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 14:03:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/?p=56#comment-85</guid>
		<description>باید بهش فرصت داد . فرصت به این دلیل که خودش رو و علاقش رو همون طوری که واقعا هست نشون بده . 
اون موقع می تونی تصمیم بگیری که یاید از منارش رد شی و بری و یا در کنارش بمونی . 
و بعد از اون باید به خودت فرصت بدی . و اینم یادمون باشه که همه ی ادما حق انتخاب دارن .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باید بهش فرصت داد . فرصت به این دلیل که خودش رو و علاقش رو همون طوری که واقعا هست نشون بده .<br />
اون موقع می تونی تصمیم بگیری که یاید از منارش رد شی و بری و یا در کنارش بمونی .<br />
و بعد از اون باید به خودت فرصت بدی . و اینم یادمون باشه که همه ی ادما حق انتخاب دارن .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای تغییر با SASAN</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2009/10/12/%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1/#comment-84</link>
		<dc:creator>SASAN</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 12:11:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/?p=73#comment-84</guid>
		<description>سلام . بهترین راه اینه که یه انگیزه خوب همراه با یه فصل تازه از زندگیت رو اغاز کنی . این که صبح زود بلند می شی و تا دانشگاه می ری جزو وظایف به حساب می یاد . نه نسبت به دیگران بلکه نسبت به خودت . ولی کارایی هست که جزو وظایف نیست . و تو می تونی با بوجود اوردنشون لذت کافی رو در کنار ظایفت ببری . باید درونه خودت پیداشون کنی . منم همین کار رو کردم . و موفق شدم . منظورم اینه که موفق شدم چون نخواستم عادی زندگی کنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام . بهترین راه اینه که یه انگیزه خوب همراه با یه فصل تازه از زندگیت رو اغاز کنی . این که صبح زود بلند می شی و تا دانشگاه می ری جزو وظایف به حساب می یاد . نه نسبت به دیگران بلکه نسبت به خودت . ولی کارایی هست که جزو وظایف نیست . و تو می تونی با بوجود اوردنشون لذت کافی رو در کنار ظایفت ببری . باید درونه خودت پیداشون کنی . منم همین کار رو کردم . و موفق شدم . منظورم اینه که موفق شدم چون نخواستم عادی زندگی کنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای دیالوگ 4 با SASAN</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2009/10/31/%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%da%af-4/#comment-83</link>
		<dc:creator>SASAN</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 09:44:29 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/?p=98#comment-83</guid>
		<description>سلام . لینکت رو با اجازت به پیوندهای روزانم اضافه کردم . وب زیبات من و یاد یه خاطره خوب می ندازه .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام . لینکت رو با اجازت به پیوندهای روزانم اضافه کردم . وب زیبات من و یاد یه خاطره خوب می ندازه .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای دیالوگ 4 با SASAN</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2009/10/31/%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%da%af-4/#comment-82</link>
		<dc:creator>SASAN</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 06:21:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/?p=98#comment-82</guid>
		<description>سلام . مرسی از پیام زیبات .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام . مرسی از پیام زیبات .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خانه ی سبز با SASAN</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2009/09/27/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comment-81</link>
		<dc:creator>SASAN</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 10:13:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/?p=67#comment-81</guid>
		<description>سلام . ممنون از اینکه من رو یاد خیلی سال پیش انداختی . خیلی ازت ممنونم .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام . ممنون از اینکه من رو یاد خیلی سال پیش انداختی . خیلی ازت ممنونم .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خانه ی سبز با SASAN</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2009/09/27/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2/#comment-80</link>
		<dc:creator>SASAN</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 10:11:51 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/?p=67#comment-80</guid>
		<description>کاش ان روزها دیگر تکرار نشود
روز تشویش خاطره ها
روزهای تکرار خطا
روزهای توهین و تحقیر
روزهای رفتن یک ارزوی گران
...؟
کاش باز هم می توانستم اسمان را بدرم
به کوچه های ان طرف تر سفری تکراری کنم
کاش می توانستم دیوار را بشکافم
و باغ خاطره هایم را ان سوی دیوار ...
کاش می شد پنجره را  دوباره به روی  باغ گشود
کاش باران دوباره می بارید
کاش می توانستم پرواز کنم
به اولین نقطه
به اولین اغاز
به اولین تابش
به مقصدی تازه
به اوج یک قله ی باریک و بلند
به فراموشی و احمق بودن
به سفر حجمی در خط زمان
و به حجمی  &quot;خشک &quot; خود را ابستن کردن
.
.
.
خودم را می بینم
خودم را می شنوم
به خاطرم می سپارم
پرنده ای را که مهاجرت را تازه اموخته است
و به یاد او می افتم که روزی گفت :
{ پرواز را به خاطر بسپار
زیرا پرنده مردنی ست }
...؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش ان روزها دیگر تکرار نشود<br />
روز تشویش خاطره ها<br />
روزهای تکرار خطا<br />
روزهای توهین و تحقیر<br />
روزهای رفتن یک ارزوی گران<br />
&#8230;؟<br />
کاش باز هم می توانستم اسمان را بدرم<br />
به کوچه های ان طرف تر سفری تکراری کنم<br />
کاش می توانستم دیوار را بشکافم<br />
و باغ خاطره هایم را ان سوی دیوار &#8230;<br />
کاش می شد پنجره را  دوباره به روی  باغ گشود<br />
کاش باران دوباره می بارید<br />
کاش می توانستم پرواز کنم<br />
به اولین نقطه<br />
به اولین اغاز<br />
به اولین تابش<br />
به مقصدی تازه<br />
به اوج یک قله ی باریک و بلند<br />
به فراموشی و احمق بودن<br />
به سفر حجمی در خط زمان<br />
و به حجمی  &#8220;خشک &#8221; خود را ابستن کردن<br />
.<br />
.<br />
.<br />
خودم را می بینم<br />
خودم را می شنوم<br />
به خاطرم می سپارم<br />
پرنده ای را که مهاجرت را تازه اموخته است<br />
و به یاد او می افتم که روزی گفت :<br />
{ پرواز را به خاطر بسپار<br />
زیرا پرنده مردنی ست }<br />
&#8230;؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای صبح با perullz</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2009/10/25/%d8%b5%d8%a8%d8%ad/#comment-79</link>
		<dc:creator>perullz</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 22:15:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/?p=85#comment-79</guid>
		<description>پس همینه من نمیتونم تحملش کنم لول</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پس همینه من نمیتونم تحملش کنم لول</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای کوتاه از کتابها با perullz</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2009/09/20/%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7/#comment-78</link>
		<dc:creator>perullz</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 22:15:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/?p=60#comment-78</guid>
		<description>کتاب خوبیه واقعا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب خوبیه واقعا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای میخوام برگردم عقب با perullz</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2008/01/07/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b9%d9%82%d8%a8/#comment-77</link>
		<dc:creator>perullz</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 22:14:17 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/2008/01/07/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b9%d9%82%d8%a8/#comment-77</guid>
		<description>گذشت و فکر کرد و لبخند زد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گذشت و فکر کرد و لبخند زد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای میخوام برگردم عقب با aysan</title>
		<link>http://perullz.wordpress.com/2008/01/07/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b9%d9%82%d8%a8/#comment-76</link>
		<dc:creator>aysan</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 06:37:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://perullz.wordpress.com/2008/01/07/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b9%d9%82%d8%a8/#comment-76</guid>
		<description>منم همیشه ارزوم همین بوده اما چه می شه کرد.....؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منم همیشه ارزوم همین بوده اما چه می شه کرد&#8230;..؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
