نیمه شب نوشت های یک دیوانه!
n0bodY fr0m NeVer laNd!تصنیف هان ای ایران
تصنیف فوق العاده هان ای ایران
ظاهرا این تصنیف توسط یک گروه ناشناس اجرا شده یا حداقل من هنوز نمیدونم که توسط کی اجرا شده..
ولی به هر حال عالیه..
از دست ندینش..
لینک دانلود
http://www.4shared.com/file/119464402/e818180f/Han_Ey_Iranian.html?s=1
شکیبایی یکسال بعد
باورتون میشه یک سال گذشت؟
یک سال پیش همین موقع ها یکی از هنرمندای با ارزش کشورمون رو از دست دادیم..
من که به شخصه خیلی دوسش داشتم..
جدا از بازیش صداش واقعا جادویی بود..
چند روز پیش یه مصاحبه با پسرش دیدم از tv از شدت شباهت این 2 نفر شوکه شدم..چهره و صدای “پوریا” کاملا عین پدرش بود
روحش شاد …


دیالوگ 1
چرا زندگی همیشه خوب و شاد توی یه مسیر مستقیم پیش نمیره؟!
- چون اگه اینجوری باشه خیلی خوشبحالت میشه!
خوب مگه بده؟
- آره
ساحل رودخانه
نمیدونم چند درصد از کسانی که میان اینجا ممکنه به موسیقی راک/متال علاقه داشته باشند ولی من به تمام کسایی که این سبک هارو میپسندند (به خصوص prog ) پیشنهاد میکنم آلبوم جدید riverside رو بگیرن و گوش بدن..
ترک های 1 و3 عالیین..

لینک دانلود از تورنت :
We have a new start
خوب..
بالاخره بعد از چند ماه سر و کله زدن با وردپرس و میل و میل کشی تونستم بلاگمو پس بگیرم..
برگشتم سر خونه و زندگیم لول..
این چند وقت خیلی با خودم کلانجار رفتم که برم سر وقت یه بلاگ دیگه ولی نتونستم…اینجارو دوست داشتم واقعا..
خلاصه که هستیم در خدمتتون..
دوره
هر چیزی یه دوره ای داره….
سعی کن نهایت استفاده رو از اون دوره بکنی چون مطمئننا دیگه هیچوقت بر نخواهی گشت به اون شرایط….
یادت باشه دوره ی هر چیزی بالاخره یه روز تموم میشه تو باید بذاریش کنار….
اگه اینکارو نکنی عواقبش آزارت میده…
همیشه اینو یادت باشه….
میخوام برگردم عقب

اونی که تا دیروز براش مثل یه بت بودی
امروز توی چشمات نگاه میکنه و ازت رد میشه
اون غریبه ای که هر روز صبح توی چشماش زل میزدی و یه لبخند خشک و خالی تحویل میگرفتی میاد توی زندگیت
اونی که یه روزی آرزوت بود الان خیلی دست یافتنی تر از یه آرزو شده
زیاد می بینیش
آره زیاد میبینیش و زل میزنی توی چشماش و میخندی
اونم میخنده ولی رنگ خنده هاش عوض شده
دیگه مثل اون روزای زمستون سرد نیست
مثل وقتی که دستای یخ زدتو میکردی توی جیبت و زل میزدی توی چشماش
آره میخنده
میخنده ولی غمو پشت مردمک چشماش میبینم
دلم برای اون روزای سرد تنگ شده
میخوام کوله پشتیمو بندازم رو دوشم و دوباره از جلوش رد شم
میخوام دوباره نگاه کنم توی چشماش و یه لبخند سرد تحویل بگیرم
آره میخوام برگردم عقب………
2200 اینجا زمین است…..
کلاه محافظمو از سرم بر میدارم و زل میزنم به خورشید…..
میخوام ببینم واقعا همینقدر که میگن خطرناکه یا نه…….
صدای داد و فریاد دوستام رو میشنوم که دارن میگن مگه از جونت سیر شدی ؟! زود باش کلاهت رو بذار رو سرت…..
یادمه بابام میگفت اجدادمون خیلی راحت بدون هیچ محافظی زیر نور خورشید راه میرفتن و بازی میکردن….
میگفت اون زمانا یه چیزی وجود داشته به اسم لایه ی ازن که نمیذاشته خورشید مارو اینجوری اذیت کنه…..
خوش به حالشون حتما خیلی بهشون خوش میگذشته……
حس بدی روی پوستم دارم…….
کلاه رو بر میگردونم سر جاش…..
یکی داره صدام میکنه……
حس جدید
امروز یک حس جدید رو تجربه کردم…..
عجیب و جالب…….
مسیر همون مسیر همیشگی بود و همه چی همون شکلی که قبلا دیده بودم ولی فرقش با دفعات قبل این بود که ایندفعه ساعت 5 صبح جمعه بود……
تنها چیزی که میتونستی بشنوی صدای خش خش برگ ها زیر پات بود که سکوت رو میشکست…….
یکی از چیزایی که میتونست این سکوتو به بهترین نحو ممکن بشکنه موزیک بود……..
هدفون رو از کوله پشتیم در آوردم و گذاشتم توی گوشم…….
fly in to the night
Inside of you
Tears of pure frustration
Cascading down your heart
What could fill your restless soul
You may never know
You may never know
تجربه ی قشنگی بود همراه با یه حس خوب و جالب………
وقتی خاطره به برندگی خنجر است!
Memories, sharp as daggers
Pierce into the flesh of today
Suicide of love took away all that matters
And buried the remains in an unmarked grave in your heart
With the venomous kiss you gave me
I’m killing loneliness (Killing loneliness)
With the warmth of your arms you saved me,
Oh, I’m killing loneliness with you
I’m killing loneliness that turned my heart into a tomb
I’m killing loneliness
چند وقته دوباره بد جوری رفتم تو نخش…….HIM رو میگم! 
مثل قبلنا………..
خاطرات به برندگی خنجرند……. 
